اگه قرار باشه یه سکانس فیلم سنتوری به درد بخوره همین سکانسی ست که سناریو آن د ذیل میآید:
[در حلبی آباد معتاد نشین.شب. داخل خودروی اوراق شده.دود دم از درب و دیوار میآید.بوی هریون(!)مست می کند!]
معتاد شماره 1-می دونی تو تهرون چن میلیون معتاده ؟
علی سنتوری-میلیون…؟
معتاد شماره 1-بعله.
علی سنتوری-مث ما…؟
معتاد شماره 1-بعععله.
معتاد شماره 2-آقاجون به نظر من ما 3 جور معتاد داریم: باشه کش و همیشه کش و گهگاهی کش!
علی سنتوری-پس ما جزء کدومشیم؟
معتاد شماره 2-همیشه کش! [با حسرت دو چندان] اما کو جنســِش؟ اما نعشگی واقعی می دونی چیه ؟
علی سنتوری[ در خماری مفرط]- ها….؟
معتاد شماره 2-اینه که 80 گرم جنس ِسلامت رو بذاری جلوت؛30 گرمش رو بکشی؛20 گرمش رو گوله کنی بندازی تو خندق بلا؛4 ساعت ،5 ساعت بعدشم 30 گرمشو یــــــــــواش یـــــــــــواش بذاری رو حقه دود کنی بفرستی بـــالا…ای خدا یعنی میشه ؟!
معتاد شماره 1-تازه من دلم می خواست بعد ِ اون 30 گرم اول،یه تزریقی باحـــــــالِ قـــــــــوی بزنمووو …بساط بذارم 2تا 3تا لول تریاک دود کنم،بره پی کارش !
[صدای آژیر پلیس میریند به حال بندگان خدا]