بعد ازچند روز درگیری با این کامپیوتر کلی موضوع تو ذهنم بود که می خواستم بترواشم-شان ؛اما در آخرین لحظات باخوندن اراجیف اسی،چیز شد به تمامی ِ رشته افکارم. مخلص کلام اینکه یارو از بازدیدکنندگان ِ جان خواسته که اهداف غائی شون رو بیان کنند و توضیحاتی در این باب ارائه کنند. (و این یه موضوع خوب برای دادن یک پست منسجم است!)
وقتی حرف از هدف غائی میشه احتمالا آدم باید رضایت پروردگار و نوچه هاش رو مدِ نظر بیاره که الحمدلله والمنه که ما از این موضوع کسل کننده مبرا هستیم! اصولا من هیچ هدف غائی تو این زندگی نمی بینم.فقط یه سری هدف های کوتاه مدت و متوسط مدت.که نقطه اشتراک این اهداف در مواقعی ای هدف بزرگ تری می سازه. من مقدم ترین هدفی که تو زندگی-ام می بینم اینه که : زنده بمونم. [ نخند] شاید خیلی مسخره باشه اما این تنها راه برای نیل به اهداف بعدی ست.و البته از همین رو من بسیار ترسو هستم.از ارتفاع،از موتور،از مسافرت و خیلی چیزای دیگه می ترسم چون ممکنه هر لحظه ریده بشه به اهدافم !البته این ترس ریشه در بچگی هم داره… [بگذریم].
پ.ن. : نمی دونم چرا نشد لینک کنم ؛به هر حال این لینک اسی است http://www.esmaeilahmadi.blogfa.com
(اگه نرفتید هم چیزی رو از دست ندادید !!!!)