انقلاب سوسیالیستیبر خلاف قانون طبیعت است. انتخاب طبیعی قدرتمندان را بر میگزیند وآنهایی که قابلیت تطبیق با شرایط را دارند و انقلاب سوسیالی می خواهد دست طبیعت در گزینش را ببنددو قدرت های کاذب ایجاد کند. این علت شکست آنهاست؛ نه رونق سرمایه داری.
سوسیال باوران برای پیاده کردن ایده هایشان منتظر تزلزل پایه های سرمایه داری
هستند؛ درحالی که اگر به قدر کافی جذابیت داشت به این ذلت درغلتیده نمیشد.کیست که راه رستگاری را با پشت پا درآغوش گیرد ؟!
[نوشته های از دروازه های دوراهی]
Tags: انقلاب سوسیالیستی, انتخاب طبیعی, سرمایه داری
آوریل 19, 2008 در 9:17 ب.ظ
بچه برو بشین درستو بخون!
آوریل 19, 2008 در 11:12 ب.ظ
باید نظر تراموا رو تایید کنم.
سخنان جالبی بود، کلی روش فکر کردم بعد فهمیدم از سوسیالیسم چیزی نمیدونم کلا بی خیالش شدم
آوریل 19, 2008 در 11:37 ب.ظ
بابا یه ذره کلاس پایین. راستی مگه هر دوتاشون نمردن؟!
آوریل 20, 2008 در 4:23 ق.ظ
اگر درست فهمیده باشم، باید بگویم این ره که تو میروی نه فقط به savage capitalism بلکه به eugenic ختم می شود، زنهار!
آوریل 20, 2008 در 4:25 ق.ظ
ما موجودات طبیعی نیستیم. هر چه خوب است طبیعی نیست و هرچه طبیعی است خوب نیست. حتی اگر یک لحظه این را فراموش کنی، به حضیض قانون جنگل می افتی و انواع خباثت ها موجه می شود.
آوریل 20, 2008 در 12:09 ب.ظ
سلام
میگم اینکه تو بشینی این مسایل رو بخونی و نظر بدی واقعا برات لذت بخشه؟
عمر آدم کمه…باید بهترین ها رو انتخاب کرد.قبول که هرکس سلیقه ای داره ولی من نمیدونم چه گیری به سوسیالیسم بیچاره دادی که اومد و رفت و جاشو داد به لیبرال دمکراسی…
شاید اینا رو برای مخاطبهای خاص مینویسی …اگه اینجوریه بگو ما نخود نشیم!
حالا اینا رو ول کن…شنبه میامنیتت رو خالص کن …غسل شهادت بنما بریم کانون!
در باغ شهادت مثل اینکه کرش وا شده!
آوریل 20, 2008 در 12:11 ب.ظ
قضیه این محسن چیه؟
آوریل 20, 2008 در 3:05 ب.ظ
نه . ازت خوشم میاد !
من می خونمت اغلب ولی کامنتم نمیاد . گفتم که بدونی خوندنی هستی .
آوریل 20, 2008 در 7:02 ب.ظ
اصلا انقلاب به وجود اوردن تغییر در وضع طبیعی(بخوانید موجود) معنا می دهد، سوسیالیست باوران کلمه ایست که هم از لحاظ ادبی غلط است ، هم از لحاظ فلسفی…..
آوریل 20, 2008 در 8:32 ب.ظ
سوسیایسم روی کاغذ خوب است.
ما کلاً همه را گول زدیم و هیچ کس را دعوت کردیم!
دونقطهدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییخیلیبزرگ
آوریل 21, 2008 در 10:25 ق.ظ
سوسیالیست و امپریالیست…
امریالیست همیشه پیروز بوده، نه به خاطر اینکه سوسیالیت بر خلاف قانون طبیعت عمل می کنه، بلکه به خاطر افراط رهبران سوسیالیست بوده و هست.
فقدان آزادی و حبس فرهنگ بود که روسیه را پس از هفتاد سال، وشرق اروپا را پس از چهل سال به تغییر جهت واداشت. «دکتر محمد علی اسلامی ندوشن»
آوریل 22, 2008 در 7:56 ب.ظ
ديگه اينروزا همه هايكوتز ميدن
صاحب اين نوشته هم رووش
آوریل 28, 2008 در 9:59 ق.ظ
از نظر من اقتصاد جامعه سوسياليستى قابل تعريف است. شعار “به هر کس به اندازه کارش” بُعدِ توزيعى مساله را نشان ميدهد. ولى مالکيت دسته جمعى، برنامهريزى و غيره ابعاد اجتماعى و فنى آن را بيان ميکند. “به هر کس به اندازه کارش” به هيچ وجه به معناى سرمايهدارى نيست. در اينجا هر کس به اندازهاى که با کارش به ثروت جامعه اضافه کرده دريافت ميکند و در اينجا فقط سختى، شدت و مدت کار مبناى سنجش کار قرار ميگيرد. اين سرمايهدارى نيست چرا که به هر کس به اندازه کارش پس از کسر سود داده نميشود. به هر کس به اندازه کارش داده ميشود پس از کسر مقدارى که بايد در بازتوليد گسترده جامعه وارد گردد و اين مقدار توسط يک ارگان اشتراکى تعيين ميگردد. البته اين کمونيسم هم نيست. چرا که تعريف “از هر کس به اندازه توانش، به هر کس به اندازه نيازش” لازمهاش نداشتن کمبود است ولى در سوسياليسم هنوز کمبود وجود دارد. به همين دليل تعيين مبنايى “اقتصادى” براى توزيع ضرورى ميگردد.
می 6, 2008 در 8:03 ب.ظ
سلام،
بعضی وقت ها وقتی دارم یه مطلبی رو می خونم اونقدر با نظر من تطابق داره که حس می کنم نویسنده ی اون مطلب افکار من رو کپی زده. این مطلبت با عنوان دربار انقلاب سوسیالیستی … از همین نمونه است. عیناً همین مطلب رو من همیشه بهش فکر می کنم. در مورد منبعت (دروازه های دوراهی ) بیشتر بنویس و این که چه جوری میشه گیرش آورد (لطفاً).