دیگر برگشتنی نیست؟ یا بالا رفتنی ؟
حتی برای پازن هم راهی نیست؟
پس اینجا انتظار می کشم و در چنگ میگیرم،
آنچه چشم و دست می تواند!
پنج گام پهنای زمین،سرخی پگاهان
و زیرپایم؛جهان ، آدمی و مرگ!

در سال 1329 عازم پاريس شد و در19فروردين1330 درهمين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد.
+برای ”هادی صداقت“ .
Tags: شعر نیچه, صادق هدایت
آوریل 7, 2008 روی 1:12 ب.ظ
هی داشتم فکر می کردم هادی صداقت کیه!!!
اشتباه عمدی بود یا سهوی!؟
آوریل 7, 2008 روی 1:14 ب.ظ
خوب من اون روزی که این پست رو نوشتم شاید بیش از 40 بار کانکت شدم!
یه بار می دیدی سیستم بعد از1مین ریسیت می شد یه بار هم 3 مین!
البنته اون موقع که اپ کردم نزدیک 1ساعت!!!!!!!!!!!!! وصل بودم …
خودمم تعجب کردم!
بعد از 3.4 روز هم خود به خود مشکلش حل شد! از دیروز بدون ری استارت شدن
کانکت می شم! فکر کنم ترسید بکوبمش زمین:دی
و این بود فلسفه ی کانکت شدن من!
وسلام!:دی
آوریل 7, 2008 روی 1:15 ب.ظ
از شدت اضطراب ، مثل اين بود كه از خواب عميق و طولاني بيدار شده باشم ، چشمهايم را مالاندم. در همان اطاق سابق خودم بودم ، تاريك روشن بود و ابر و ميغ روي شيشه ها را گرفته بود ــ بانگ خروس از دور شنيده ميشد ــ در منقل روبرويم گلهاي آتش تبديل به خاكستر سرد شده بود و به يك فوت بند بود. حس كردم كه افكارم مثل گلهاي آتش پوك و خاكستر شده بود و به يك فوت بند بود.
“بوف کور”
آوریل 7, 2008 روی 2:24 ب.ظ
پست قشنگی بود.
آوریل 7, 2008 روی 4:12 ب.ظ
بابا خود کشی نکرد که!!!
آوریل 7, 2008 روی 5:14 ب.ظ
ganjoor.blogfa.com لطفا ببینید.
آوریل 7, 2008 روی 5:42 ب.ظ
خدا رحمتش کنه …البت اگه انقدر قاطی بوده همون بهتر رفته راحت شده…!
آوریل 7, 2008 روی 7:04 ب.ظ
جالب بود مطلبتان. ولی شخصا از هدایت خوشم نمیاد.
آوریل 7, 2008 روی 9:44 ب.ظ
اتفاقا من میخواستم بگم چقدر اسمش شبیه صادق هدایته!
آوریل 7, 2008 روی 11:57 ب.ظ
برای خودم میگم بچه جون! اصن به جهنم هر غلطی میخوای بکن ، تخم جن!
آوریل 7, 2008 روی 11:57 ب.ظ
برای خودت میگم بچه جون نه برای خودم
آوریل 8, 2008 روی 9:45 ق.ظ
رفیقت بود؟جوون بود؟
آوریل 8, 2008 روی 10:15 ق.ظ
تیکه هادی صداقت جالبترین بخشش بود!
آوریل 8, 2008 روی 5:07 ب.ظ
بوف کور؟
نمنه؟
تو میفهمی؟
آوریل 8, 2008 روی 5:54 ب.ظ
من كه عاشق داستان زنده به گور هستم. صادق هدايت كارش درسته. خصوصا اون بدبيني عجيبش به اطرافش. تحسينش ميكنم
آوریل 8, 2008 روی 9:38 ب.ظ
اگه امسال یه دانشگاه درست و حسابی قبول نشی باز هم همینقدر عزیزی برام
آوریل 8, 2008 روی 9:40 ب.ظ
اِ! من آواتار خودمو میخوام
آوریل 8, 2008 روی 9:44 ب.ظ
الان چی
آوریل 8, 2008 روی 9:46 ب.ظ
آوریل 8, 2008 روی 9:51 ب.ظ
آوریل 8, 2008 روی 10:25 ب.ظ
باکونون با باکونین فرقی نداره
اصن باکونین غلطه
تو کجا دیدی؟
ما به عنوان نماینده رسمی ونه گات در ایران میگیم باکونین غلطه
آوریل 9, 2008 روی 3:49 ب.ظ
اگه من حالم ازین صادق هدایت بهم بخوره باید چیکار کنم؟
دیگه نمیتونم روشنفکر بشم؟
تو الان خیلی کارت درسته؟
ازون پستی که واسه موجود کسخلی مثل نیچه نوشتی باید حدس میزدم!
جوجه ی معترض!
نوستالوژی صد سال ادبیات معاصر!
سالومه : با این همه هیبت؛ مردم میتوانند با ابراز علاقه به شما ،خودشون رو در زمره منورالفکران قرار بدهند.
آوریل 9, 2008 روی 4:20 ب.ظ
زیبا
زیبا بود
آوریل 9, 2008 روی 5:48 ب.ظ
کم کم دارم به دست خط خودم امیدوار می شم
اما صادق تو نوشتن یه نابغه بود،روحش شاد!
آوریل 9, 2008 روی 6:33 ب.ظ
این یارو میکائیل که گفتی چیکاره بوده؟
ونه گات یه کتاب داره به اسم گهواره گربه تو اون کتاب یه شخصیت معروف هس به اسم با کونون که مکتبی داره به اسم باکونونیسم و چند تا شخصیت فرعی هس مثه مک کیب و فیلیپ کاسل.آهان همه اینا هم تو جزیره سن لورنزو هستن.پستای راوی رو بخون.کلن ما با این کتاب حال کردیم زیاد.
آوریل 9, 2008 روی 6:33 ب.ظ
چقد زر زدم
آوریل 9, 2008 روی 7:46 ب.ظ
خدا رحمتش کند.
آوریل 20, 2008 روی 10:23 ب.ظ
چطوری موزیک بذارم در وبلاگ لطفا ؟