درباره جشنواره نوروزی

مارس 31, 2008

 اول از همه می خواستم از دوستان استرالیایی خودم(!) که دعوت من  را لبیک گفتند  تشکرو قدردانی  کنم؛ازهمین جا ماچ-تان می کنم.وشما هم مطمئن باشید درپس پرده این اقدام هیچ انگیزه ای جز این دعوت من نبوده. البته ازگوگل هم بخاطر خاموش کردن چراغ های سایتش سپاس گذارم!

این شعررو هم به عنوان یک کنکوری بدبختتقدیم می دارم به جشنواره نوروزی  + :

نرم نرمک می رسد اینک بهار
میزنی بر سر که کنکورم چه کار ؟

تو نه از بهر کنکور آمدی
بلکه اندر پی حال و در پی حول آمدی

هی نخوانید و بگویید این چراست؟
بابا کنکور پر ز این **شعرهاست

این چه عیدی ست که می خوانی فرصت-اش
سیصد و اندی نخواندی،این هم سرش!

جام ویسکی را بیار ای هم-نفس
این ندای قلب احسان است و بس!

-Ehsan ft.Kazem Ghalamchi-

ایهاالناس ! میبینید این حجم معظم دروس و تست و… چه برسر جوانان آورده که چنین به عجزولابه
وچرند بافی افتاده اند ؟!
+یادمه قبل از عید یک نفر در اینجا مرا دعوت کرده بود عیدی بدهم! این عکس رو تقدیم میدارم. خودم گرفتم حال کنید! + (عکس را در Flickr ببینید)
+باز هم در آزمون قلم چی افتخار آفریدوندم !

13 پاسخ تا “درباره جشنواره نوروزی”

  1. ارنستو گفت:

    بسیار عکس خوب وشعر چیزشری بود

  2. شبستان گفت:

    تا میتونی درس نخون! این تنها راه رسیدن به خداست. نادانی!

  3. باران گفت:

    به به، واقعا شعر زیبایی بود!

  4. tookaa گفت:

    انشاالله تعالی با سیزده تان به در رود این کنکور و درس و مخخش..

  5. delzadeh گفت:

    چرا افتخارآفرینی در قلم چی را در جشنواره شرکت ندادید؟!

  6. mimnoon گفت:

    سیزده بدر سال دگر اردوی عید واه واه واه!

  7. تراموا گفت:

    خدا رو شکر ما دیگه تو زندگی‌مون هیچ‌گونه کنکوری نداریم.

  8. بیخن گفت:

    سلام رفیق.. نبودم چند وقت!! تو هم کم کار بودی! داشتی به مهمانان نوروزی سرویس میدادی؟!
    میگم! راجع به اون قضیه شرط بندی؟ چی شد!! ها!!

  9. mimnoon گفت:

    کل وبلاگتو خوندم. تو هجده سالته؟
    و دختری؟؟؟؟
    دومی برام عجیب تر بود.
    خاک تو سرت اگه غیراز پلی تکنیک جای دیگه قبول شی!
    بشین یه ذره عمومی بخون!

  10. كدئين گفت:

    بچه شیرازی ؟ چه جالب ! آخه من امسال عید شیراز بودم ! البته ما از اون نوع مسافرایی که گفتی نبودیم ! 3-4 تا نقشه شیراز دستمون بود و یه همشهری تون هم شده بود راهنمای ما ! اتفاقاً همون طرفای بلوار چمران بودیم فک کنم اسمش معالی آباد بوده باشه … درسته ؟ ولی در کل شهر باحالی دارید با آدمایی دوست داشتنی و واقعاً مهمون نواز …


  11. میبینم که از شدت فشار به گلواژه گفتن افتادی! امیدوارم که قبول بشی، چی می خوای بخونی؟


  12. نمی دونم این چه جریانیه که کامنت هارو می بندی!/:


  13. تو که بابا رتبت آخر تک رقمی می شه..غصه چی رو داری؟ چرا شما خر خونا عادت دارین دائم ناله کنین که هیچی نخوندین؟ می ترسین اگه روز کنکور چشماتون احیانا تار دیدو جواب سوال ها رو اشتباه دادید و گند زدین بتونین بعدش یه جوری جمعش کنین و بگین: دیدین ! من که گفتم هیچی نخوندم !؟؟؟


پاسخ دهید